الگوی بومی فرهنگ مصرف با تأکید بر مدیریت پسماندهای خانگی در کلانشهر رشت با رویکرد نظریه دادهبنیاد
هدف این پژوهش طراحی و تبیین یک الگوی بومی فرهنگ مصرف با تأکید بر مدیریت پسماندهای خانگی در کلانشهر رشت است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–اکتشافی بوده و با رویکرد کیفی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته با اساتید دانشگاهی و مدیران شهری گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون بر اساس رویکرد نظاممند آتراید–استرلینگ تحلیل شدند. نمونهگیری بهصورت هدفمند نظری انجام گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. بهمنظور افزایش روایی و اعتبار، از مثلثسازی منابع داده و بازبینی توسط همکاران استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که الگوی فرهنگ مصرف و مدیریت پسماند دارای ساختاری سلسلهمراتبی شامل سه بعد کلان (نظام معناساز و هویتبخش، نظام سیاستگذاری و حکمرانی پسماند، و حوزه سازمانی–نهادی) و شش عامل سازماندهنده است. یافتهها بیانگر آن است که رفتار مصرف و مدیریت پسماند حاصل تعامل پیچیده عوامل فرهنگی–ارزشی، روانشناختی، شناختی–آموزشی، نهادی–قانونی، فناورانه و ساختاری است، با این تأکید که عوامل نهادی و قانونی نقش غالبتری در شکلدهی رفتار شهروندان دارند. الگوی ارائهشده نشان میدهد که مدیریت پسماند خانگی صرفاً تابع عوامل فردی نیست، بلکه بهشدت تحت تأثیر ساختارهای حکمرانی، سیاستگذاری و ظرفیتهای سازمانی قرار دارد؛ بنابراین، بهبود این حوزه مستلزم مداخلات همزمان در سطح فرهنگ، آموزش، سیاستگذاری و زیرساختهای مدیریتی است.
طراحی روابط درونی بین ابعاد جذابیت سازمانی در بخش دولتی ایران با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری
هدف این پژوهش طراحی روابط درونی و سلسلهمراتبی میان ابعاد جذابیت سازمانی در بخش دولتی ایران با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی ـ پیمایشی بود. جامعه پژوهش شامل خبرگان مدیریت دولتی دارای تجربه پژوهشی در حوزه جذابیت سازمانی بود که از میان آنان ۱۲ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه مقایسات زوجی مبتنی بر مدلسازی ساختاری تفسیری گردآوری شد. برای تحلیل دادهها، ابتدا ماتریس خودتعاملی ساختاری تشکیل شد؛ سپس ماتریس دسترسیپذیری اولیه و نهایی استخراج گردید و در نهایت، سطحبندی متغیرها و مدل نهایی روابط درونی ابعاد ترسیم شد. نتایج تحلیل مدلسازی ساختاری تفسیری نشان داد که بعد «توسعه حرفهای و ساختاری» در سطح سوم و در پایینترین لایه مدل قرار گرفت و به عنوان متغیر پایه با بیشترین قدرت نفوذ بر سایر ابعاد شناسایی شد. ابعاد «اقتصادی ـ معیشتی» و «روانشناختی ـ ارزشی» در سطح دوم قرار گرفتند و میان آنها رابطه دوسویه مشاهده شد. همچنین، بعد «اعتبار نهادی و شفافیت رویهای» در سطح اول قرار گرفت و به دلیل بیشترین میزان وابستگی، به عنوان پیامد نهایی تعامل سایر ابعاد معرفی شد. جذابیت سازمانی در بخش دولتی ایران ساختاری چندبعدی، پویا و سلسلهمراتبی دارد. تقویت زیرساختهای توسعه حرفهای، مسیر شغلی شفاف، آموزش مستمر و ساختارهای عادلانه میتواند زمینهساز ارتقای ابعاد اقتصادی، روانشناختی و نهادی جذابیت سازمانی شود.
ارائه و اعتباریابی مدل مدیریت آموزشی بازدهمحور برای مدارس افغانستان با رویکرد ترکیبی
پژوهش حاضر با هدف ارائه و اعتباریابی مدلی بومی برای مدیریت آموزشی بازدهمحور در مدارس افغانستان انجام شد پژوهش با طرح آمیخته متوالی اکتشافی انجام شد. در مرحله کیفی، از نظریه دادهبنیاد نظاممند استراوس و کوربین استفاده شد و 14 نفر از خبرگان حوزههای آموزش، مدیریت، علوم اجتماعی، سیاستگذاری و مطالعات فرهنگی به روش نمونهگیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرمافزار MAXQDA 2020 تحلیل شدند. مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافتند. در مرحله کمی، پرسشنامه محققساخته مبتنی بر مقولات کیفی در اختیار 14 خبره قرار گرفت. روایی صوری و محتوایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ بررسی شد. دادهها با آزمون شاپیرو–ویلک، تی تکنمونهای، فریدمن و ضریب توافق کندال تحلیل شدند. تحلیل کیفی به شناسایی پدیده محوری «شکاف سیستماتیک و تعمیقیافته»، شرایط علّی، بستر تاریخی و فرهنگی، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدهای مدل منجر شد. نتایج آزمون تی تکنمونهای نشان داد میانگین همه ابعاد مدل بهطور معناداری بالاتر از مقدار نظری 3.00 بود و کل مدل نیز تأیید شد، t(13)=18.44، p<0.001. آزمون فریدمن تفاوت معناداری میان رتبه ابعاد مدل نشان داد، χ²(5)=61.72، p<0.001؛ راهبردها در رتبه نخست و پیامدها در رتبه دوم قرار گرفتند. ضریب توافق کندال برابر با 0.88 بود که بیانگر توافق بسیار بالای خبرگان در رتبهبندی ابعاد مدل است. مدیریت آموزشی بازدهمحور در مدارس افغانستان مستلزم تمرکززدایی هوشمند، تفویض اختیار همراه با پاسخگویی، توانمندسازی معلمان، بومیسازی برنامهها، مشارکت ذینفعان و استقرار نظام ارزیابی حمایتی است؛ بااینحال، اجرای آن باید با تأمین منابع و حمایت جبرانی از مدارس محروم همراه باشد تا از تشدید نابرابری جلوگیری شود.
ارائه الگوی سواد رسانهای برای مدیران ابتدایی استان هرمزگان با رویکرد دادهبنیاد نوظهور
هدف این پژوهش ارائه و تبیین الگوی سواد رسانهای برای مدیران مدارس ابتدایی استان هرمزگان و شناسایی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای سازنده این الگو از دیدگاه خبرگان حوزه مدیریت آموزشی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر رویکرد کیفی و از نظر روش، مبتنی بر نظریه دادهبنیاد نوظهور بود. جامعه پژوهش را خبرگان حوزه مدیریت آموزشی دارای مدرک دکتری، سوابق پژوهشی، تألیفی و تجربیات اجرایی مرتبط تشکیل دادند. نمونهگیری به شیوه هدفمند و نظری انجام شد و 15 نفر از خبرگان تا دستیابی به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. اعتبار یافتهها نیز از طریق اجماع خبرگان، بارش فکری و محاسبه نسبت روایی محتوا تأیید شد. نتایج تحلیل دادههای کیفی نشان داد که الگوی سواد رسانهای مدیران ابتدایی استان هرمزگان مشتمل بر 5 بعد اصلی، 18 مؤلفه و 116 شاخص است. ابعاد اصلی شامل عوامل فردی، عوامل آموزشی، عوامل سازمانی و مدیریتی، فناوری، و عوامل فرهنگی و بومی بودند. در بعد فردی، آگاهی و شناخت فردی، مهارتهای فناوری اطلاعات، نگرش نسبت به رسانهها و توانایی تحلیل و تفکر انتقادی بیشترین اهمیت را داشتند. همچنین در ابعاد آموزشی، سازمانی، فناورانه و فرهنگی، مؤلفههایی نظیر آموزش تخصصی، حمایت سازمانی، دسترسی به فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، پذیرش اجتماعی سواد رسانه و نقش خانواده و جامعه به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند. اولویتبندی خبرگان نشان داد که عوامل فردی بالاترین جایگاه را در شکلگیری سواد رسانهای مدیران مدارس ابتدایی دارند. یافتههای پژوهش نشان داد که سواد رسانهای مدیران مدارس ابتدایی پدیدهای چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل فردی، آموزشی، سازمانی، فناورانه و فرهنگی قرار دارد. بهرهگیری از الگوی ارائهشده میتواند زمینه ارتقای شایستگیهای رسانهای مدیران، بهبود تصمیمگیریهای آموزشی، توسعه فرهنگ استفاده مسئولانه از رسانهها و افزایش اثربخشی مدیریت مدارس را فراهم سازد. همچنین توجه همزمان به آموزش مستمر، زیرساختهای فناورانه، حمایتهای سازمانی و شرایط بومی و فرهنگی برای توسعه سواد رسانهای مدیران ضروری است.
الگوی حکمرانی خوب و نقش تربیت مدیران متعهد به مسئولیت اجتماعی در سازمانهای دولتی: مطالعه موردی استانداریهای شمالغرب کشور
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتبارسنجی الگوی حکمرانی خوب با تأکید بر نقش تربیت مدیران متعهد به مسئولیت اجتماعی در سازمانهای دولتی، با تمرکز بر استانداریهای شمالغرب کشور بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، آمیخته اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 30 نفر از خبرگان، مدیران، کارشناسان باتجربه و استادان حوزه مدیریت دولتی و منابع انسانی گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شد. در بخش کمی، پرسشنامه محققساخته مبتنی بر یافتههای کیفی در میان 63 نفر از مدیران، کارشناسان و صاحبنظران مرتبط با استانداریهای شمالغرب کشور توزیع شد. روایی ابزار از طریق نظر خبرگان، تحلیل عاملی، روایی همگرا و شاخصهای برازش بررسی شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی انجام شد. نتایج تحلیل مضمون به استخراج مؤلفههای پاسخگویی، شفافیت، حاکمیت قانون، مسائل زیستمحیطی و اقلیمی، مشارکت و مشاورهجویی، عدالتمحوری، اصول اخلاقی، مسئولیت قانونی و حرفهای، و اثربخشی و کارایی منجر شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین همه مؤلفههای پژوهش رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نیز نشان داد که همه مسیرهای مدل تأیید شدند و مقادیر آماره t در سطح معناداری قابل قبول قرار داشتند. مقدار ضریب تعیین مدل کلی برابر با 0.890 بود که بیانگر قدرت تبیین بالای مدل است. همچنین، اصول اخلاقی با مقدار 0.901، پاسخگویی با 0.882، عدالتمحوری با 0.868، شفافیت با 0.860، اثربخشی و کارایی با 0.856 و مسئولیت قانونی و حرفهای با 0.852 سهم تبیینی قابل توجهی در مدل داشتند. نتایج نشان داد که تحقق حکمرانی خوب در سازمانهای دولتی تنها از طریق اصلاح ساختارها و مقررات امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند تربیت مدیرانی است که از نظر اخلاقی، قانونی، حرفهای، اجتماعی و زیستمحیطی مسئولیتپذیر باشند. الگوی نهایی پژوهش میتواند بهعنوان چارچوبی بومی برای ارتقای پاسخگویی، شفافیت، عدالت، قانونمداری، مشارکت، کارایی و اعتماد عمومی در استانداریهای شمالغرب کشور مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی مؤلفههای کمالگرایی شغلی در مدیران سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه
هدف پژوهش حاضر شناسایی و تبیین مؤلفههای کمالگرایی شغلی در مدیران سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و بر اساس روش نظریه دادهبنیاد انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۵ نفر از خبرگان و مدیران مرتبط با حوزه مدیریت آموزشی در استان کرمانشاه بودند که به روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیارهایی مانند تخصص، تجربه مدیریتی، سوابق پژوهشی و آشنایی با ساختار سازمان آموزش و پرورش انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد و فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای افزایش اعتبار یافتهها از بازخورد مشارکتکنندگان، بازبینی مفاهیم استخراجشده و روشهای معتبرسازی کیفی استفاده شد. یافتههای تحلیلی نشان داد کمالگرایی شغلی در مدیران آموزش و پرورش سازهای چندبعدی و پویا است که در قالب یک مدل پارادایمی قابل تبیین است. شرایط علّی شامل تلاش برای عالی بودن، نیاز به تأیید دیگران، معیارهای سختگیرانه، هدفمندی، تمرکز بر اشتباهات، فشار خانواده و نشخوار فکری بود. شرایط زمینهای شامل نظم و سازماندهی، فرهنگ تأیید اجتماعی، بستر تربیتی ـ خانوادگی، انضباط شخصی و قوانین سازمانی شناسایی شد. شرایط مداخلهگر نیز ساختار سازمانی، جو و فرهنگ محیط کار، فشار زمانی، انتقال در کار و ویژگیهای شخصیتی تعدیلگر را دربر گرفت. راهبردهای اصلی شامل مدیریت استرس، آموزش خودآگاهی، پذیرش محدودیتها، بهبود روابط میانفردی، افزایش انعطافپذیری، مدیریت زمان و تمرکز بر اهداف بلندمدت بود. پیامدهای مدل دوگانه بود؛ بهگونهای که کمالگرایی سازگارانه به بهبود عملکرد مدیریتی، افزایش بهرهوری، دقت در جزئیات و تعالی سازمانی منجر شد، اما کمالگرایی ناسازگار با فرسودگی شغلی، اضطراب، استرس مزمن، کاهش اعتمادبهنفس، تعارضات میانفردی، کاهش رضایت شغلی و ترک شغل همراه بود. نتایج نشان داد کمالگرایی شغلی در مدیریت آموزشی نه یک ویژگی ثابت، بلکه پدیدهای وابسته به تعامل عوامل فردی، سازمانی و حمایتی است. در صورت وجود حمایت سازمانی، خودآگاهی و راهبردهای مقابلهای مؤثر، این سازه میتواند به تعالی شغلی و ارتقای عملکرد منجر شود؛ اما در شرایط فقدان حمایت و ارزیابیهای سختگیرانه، به عاملی برای فرسودگی، فشار روانی و افت کیفیت مدیریتی تبدیل میشود. بنابراین، بازنگری در نظام ارزیابی عملکرد، تقویت حمایتهای سازمانی و آموزش مهارتهای خودآگاهی و مدیریت استرس برای مدیران ضروری است.
واکاوی ادراک کارکنان از آپارتاید اداری در سازمانهای دولتی: تکنیک زالتمن
پژوهش حاضر با هدف کاوش و درک عمیق ادراک کارکنان از پدیده آپارتاید اداری - به عنوان نظامی نهادینه شده از تبعیض سیستماتیک - با استفاده از تکنیک استخراج استعارهای زالتمن (ZMET) انجام شده است. جامعه آماری شامل کارکنان سازمانهای دولتی شهر تهران بوده و با نمونهگیری هدفمند، 20 نفر از کارکنان با تجربه مستقیم از تبعیض نهادینه شده انتخاب شدند. تحلیل دادهها منجر به شناسایی 8 استعاره محوری شد: "قفس طلایی"، "دیوارهای شیشهای"، "هزارتوی نامرئی"، "پردههای مخملی"، "زنجیرهای پنهان"، "بازی شطرنج"، "تئاتر عروسکی" و "باتلاق متحرک". این استعارهها در سه لایه "ساختارهای محدودکننده"، "مکانیسمهای پنهان" و "پیامدهای روانشناختی" طبقهبندی شدند. سه الگوی جمعی "سکوت سازمانی"، "همدستی ناخواسته" و "مقاومت پنهان" در تجربه آپارتاید اداری شناسایی شد که نشاندهنده چگونگی تداوم این تبعیض نظاممند است. نتایج این پژوهش میتواند به درک عمیقتر ریشههای تبعیض نهادینه شده در سازمانهای دولتی و طراحی راهکارهای مؤثرتر برای مقابله با آن کمک کند.
کارآفرینی بینالمللی در پرتو پژوهش کیفی: شناسایی عوامل تأثیرگذار، پیامدها و مؤلفههای کارآفرینی بینالمللی
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تلفیق نظاممند عوامل پیشران و بازدارنده، پیامدها و مؤلفههای بنیادین کارآفرینی بینالمللی و ارائه یک الگوی مفهومی یکپارچه انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش فراترکیب هفتمرحلهای ساندلوسکی و باروسو انجام شد. جامعه پژوهش شامل مطالعات فارسی و انگلیسی مرتبط با کارآفرینی بینالمللی بود که در فاصله سالهای 2010 تا 2025 میلادی و 1390 تا 1405 شمسی منتشر شده بودند. پس از جستوجوی نظاممند پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی و اعمال معیارهای ورود و خروج، از میان 148 منبع اولیه، 76 مقاله علمی معتبر برای تحلیل نهایی انتخاب شد. دادهها با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل و مفاهیم مشابه در طبقات مفهومی بالاتر ادغام شدند. برای بررسی پایایی فرایند استخراج و طبقهبندی دادهها، توافق میان پژوهشگر و یک متخصص کارآفرینی محاسبه و اعتبار یافتهها با ضریب کاپا تأیید شد. نتایج فراترکیب نشان داد 123 عامل بر کارآفرینی بینالمللی تأثیر میگذارند که از این میان، 80 عامل بهعنوان پیشران و 43 عامل بهعنوان بازدارنده شناسایی شدند. همچنین، 23 پیامد در سه سطح رقابتافزا، توانمندساز و کلانساز طبقهبندی شد. تحلیل مؤلفههای کارآفرینی بینالمللی نیز به استخراج 48 مؤلفه در چهار بعد ذهنیت فراسرزمینی، قابلیت پیوندی فراسرزمینی، ملزومات فراسرزمینی و جهتگیریهای فراسرزمینی منجر شد. نتایج ضریب کاپا، توافق عالی میان ارزیابان را در طبقهبندی عوامل، پیامدها و مؤلفهها نشان داد. کارآفرینی بینالمللی پدیدهای چندسطحی، پویا و تعاملی است که توسعه آن مستلزم تقویت همزمان ظرفیتهای فردی، سازمانی، شبکهای، فناورانه و نهادی، همراه با کاهش موانع ساختاری، مالی، فرهنگی و سیاسی است. الگوی حاصل میتواند مبنایی برای ارزیابی آمادگی بینالمللی بنگاهها و طراحی سیاستهای حمایت از شرکتهای صادراتمحور و دانشبنیان باشد.
دربارهی مجله
اطلاعیه شماره #1

به اطلاع نویسندگان و پژوهشگران عزیز میرساند نشریه مدیریت، آموزش و توسعه در عصر دیجیتال در پایگاه isc نمایه شده است.
نشریه مدیریت، آموزش و توسعه در عصر دیجیتال یک نشریه علمی-پژوهشی با دسترسی آزاد است که به انتشار مقالات باکیفیت در حوزههای مدیریت، آموزش و توسعه در بستر تحولات دیجیتالی میپردازد. این نشریه به عنوان بستری برای اشتراکگذاری یافتههای پژوهشی، نظریات نوآورانه و مطالعات کاربردی در حوزه دیجیتالی شدن در نظر گرفته شده و از طریق بررسی دقیق و ارزیابی علمی، مقالاتی با استانداردهای بالا منتشر میکند.
نشریه از فرایند داوری دوسوکور (بینام) بهره میبرد که طی آن هر مقاله توسط دو یا سه داور متخصص مورد ارزیابی قرار میگیرد. این فرآیند با رعایت اصول اخلاق علمی و پژوهشی، تضمینکننده اعتبار علمی مقالات است.
با اتخاذ سیاست دسترسی آزاد، تمامی مقالات منتشرشده بهصورت رایگان در دسترس محققان، دانشگاهیان و متخصصان قرار میگیرد و بدین ترتیب، به ترویج دانش بدون محدودیتهای مالی و فنی کمک میکند.
مجله علمی پژوهشی "مدیریت، آموزش و توسعه در عصر دیجیتال" از کمیسیون ارزیابی نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1402 موفق به کسب رتبه علمی ب شده است. (اطلاعات بیشتر)
درباره مجله علمی مدیریت، آموزش و توسعه در عصر دیجیتال
- صاحب امتیاز: انتشارات رشد فرهنگ
- وضعیت چاپ: الکترونیکی
- دوره چاپ: فصلنامه
- زبان مجله: فارسی همراه با خلاصه مبسوط انگلیسی
- نوع مجله: علمی پژوهشی
- دسترسی به مقالات: رایگان
- نوع داوری: دوسو ناشناس (حداقل دو داور)
- مدت زمان بررسی اولیه: 3 الی 5 هفته
- زمان داوری: 1 تا 3 ماه
- هزینه داوری: ندارد
- رتبه ارزیابی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1402: رتبه ب
- ایمیل مجله: admin@jmedda.com
داشتن شناساگر ارکید برای تمامی نویسندگان الزامی است. برای دریافت اینجا (https://orcid.org/register) ثبت نام کنید.(راهنمای دریافت شناساگر ارکید).
تمامی مقالات ارسالی به این مجله قبل از ورود به فرآیند داوری از طریق نرم افزارهای مشابهت یاب «سمیم نور» بررسی خواهند شد.
شماره کنونی
مقالات
-
طراحی مدل تبیین رابطه فرهنگ سازمانی شایسته و استقرار مدیریت دانش: مطالعه اعضای هیئت علمی
محبوبه عبدالهی *1-21